نقد فیلم آن‎سوی ابرها ، آخرین ساخته «مجید مجیدی»

• حمید خرمی


فیلم «آن‌سوی ابرها» یک ملودرام کلاسیک و سمبولیک جهانی است با امضای شخصی و ساده مجید مجیدی که آن را از ملودرام شریف فیلم «باران» عاریت گرفته است. در آن فیلم و سایر آثار مجیدی، یک جوان در محور داستان قرار دارد که ذاتاً خوش‌طینت و پاک است اما جبر محیطی و تربیتی، او را به امور خلاف واداشته است و شخصیت هندی «امیر» (ایشان کاتار) نیز در فیلم «آن‌سوی ابرها» همین‌گونه است، او موادفروش و خشمگین و عاصی است اما قلباً به پلیدی‌ها تمایل ندارد و با رفتارهای احساسی خود درصدد جلب رضایت دیگران و دختر مورد علاقه‌اش است.

«امیر» عشق اسطوره‌ای به خواهرش «تارا» دارد که می‌توان آن را همان کودک فیلم «بدوک» مجیدی دانست. عشق خواهر به برادر در «آن‌سوی ابرها»، مشابه عشق «آنتیگونه» (دختر ادیپوس شهریار) است، تجسم یک عشق پاک خواهر داغ‌دیده به برادر که هردو در موقعیت تراژیک قرارگرفته‌اند. اما وجه رمانتیک و ملودرام فیلم مجیدی، مانع از آن می‌شود که آن را اثر کلاسیسمِ یونانی محسوب کنیم.

حس حبّ و بغض، سلوک نفسانی و رفتاری، مکافات عمل، منِ برتر یا نفس لوامه (همان ایگو و سوپر ایگو در روانشناسی) در شخصیت پسرِ فیلم‌های مجیدی، عنصر برجسته است که بارگه‌هایی از صفات مرگ آگاهی و خودآگاهی شرقی پیوند می‌خورد و مخصوصاً اینکه مجیدی از نماهای لانگ شات، برای ادراک فطری مخاطب استفاده می‌کند و با نماهای مدیوم شات، آن ادراک را به کنش تبدیل می‌کند و سپس با نماهای کلوزآپ، نوعی تأثر و کیفیت نهایی را نشان می‌دهد (مانند عواطف تانیشا -دختر نوجوان- و نمای تالاب و نوع معرفی خیانت آنیل به امیر)

این شیوه نما‌گیری مجیدی، روش نوین و یک بن‌مایه فکری جدی محسوب می‌شود، روشی که نسبت به فیلم‌های اپیک و مذهبی سال‌های دور جهان که با روش سینما اسکوپ فیلم‌برداری می‌شدند، هوشمندانه‌تر و مؤثرتر است.

مجیدی بااینکه حومه شهر و محله‌های کثیف را نشان می‌دهد اما ذاتاً از نکبت سبک نوآر و رئالیسم چرک شهری فاصله می‌گیرد و همین مرز‌گذاری، رمز طراوت سینمای مجیدی است که بعد از تجربه قدسی فیلم «محمد رسول‌الله»، هم چنان شأن خود را حفظ می‌کند و برای خوشامد محافل و جشنواره‌های غربی، نیت خود را عوض نمی‌کند و شاید علت نادیده گرفتن این فیلم از سوی جشنواره‌های درشت جهانی، همین اخلاق‌گرایی سالم این فیلم باشد!

«آن‌سوی ابرها» قبل از آنکه ناتورالیسم باشد، یک «سمبولیسم» است؛ از نماها و اشیا و شهر تا خود انسان‌ها و اسامی‌ و روابطشان؛ درواقع مجیدی، قواعد یک روایت اخلاقی و انسانی را با اشیایی مثل پرده بیان می‌کند که نماد حریم گرفتن و حیا است، همان‌طور که تالاب، نماد فرورفتن در منجلاب اعمال ناروای امیر و آنیل است و همین‌طور آزاد شدن کبوترها از قفس و پستو، نماد آزادگی است.

«آن‌سوی ابرها» اثری است که اگر هر کارگردان دیگری مثل «میرا نایر» می‌ساخت، فیلمی ناروا مانند Salaam Bombay (1988) درمی‌آمد! اثری که موذیانه، در روسپی‌خانه‌ها و روابط هزل انسانی متوقف مانده و جز عشق اروتیک و چرکی و سیاهی، پیامی نداشت، اما مجیدی زهر آن فیلم و سایر فیلم‌های مبدأ غربی را گرفته و با مقصد کدهایی از زندگی شرقی درآمیخته و یک لباسی تازه و انسانی در قامت مخاطب جهانی پوشانده است. فیلمی است که همه می‌فهمند و آزار نمی‌دهد و کسی مال‌باخته و مأیوس از سینما بیرون نمی‌آید!

فقر و غنا، سنت و مدرنیته، خیر و شر و.. همگی مؤلفه‌های مشترک بشری هستند و مجیدی با ادای دینی به سینمای ملودرامِ شبه نئورئالیسمی و سمبولیک، توانسته است حرفی انسانی بزند، همان‌طور که در تیتراژ ابتدایی این فیلم، دوربین از ظواهر مدرن خیابانی در بمبئی، تیلت می‌شود به زاغه‌نشین‌های زیر همان خیابان که از شدت فقر و نداری، کنار گنداب‌ها زندگی می‌کنند. مجیدی مسئله فقیر و غنی را بسیار صادقانه و به‌دوراز اگزوتیک و زشت نمایی رایج نئورئالیسم مطرح می‌کند.

مجیدی به‌واسطه دوران کودکی خوبی که داشته است، فیلم‌هایی خاطره‌انگیز و رمانتیکِ درخوری در این ژانر دارد؛ از «باران» و «آواز گنجشک‌ها» تا «بچه‌های آسمان» و «رنگ خدا».

اما «آن‌سوی ابرها» به دنیای بزرگ‌ترها و نسل‌های قدیمی‌تر می‌پردازد و به‌نوعی از عنصر کودک و نوجوان به معنی سنتی خود فاصله می‌گیرد و شاید اشکال کار مجیدی هم در همین تغییر نسل باشد؛ درواقع مجیدی به‌جای آنکه دنباله آرزوهای معصومانه کودکِ فیلم بچه‌های آسمان و باران و…را بگیرد و آن‌ها را بعد از چند سال در کسوت افراد موفق و خلاق معرفی کند، اما کودکی را در زندان کنار مادر مستأصلش نشان می‌دهد که حتی رنگ آسمان و ماه را هم ندیده است و با دیگر کودکان ساکن در زندان، با موش‌ها بازی می‌کند!

ازاین‌جهت، این فیلم می‌تواند از حیث بطنی و لایه‌ای، یک «ناتورالیسم» تمام‌عیار باشد! افرادی که به‌نوعی دچار جبر ژنتیکی و محیطی و تربیتی شده‌اند و خانواده‌ای رو به اضمحلال و نابودی دارند و به‌طور عادی، تغییر شرایطشان امکان‌پذیر نیست زیرا رأساً فاقد تصمیم گیرند؛ هیچ کنش ویژه‌ای از خود بروز نمی‌دهند و فقط تابلووار میان طبیعتِ بی‌جان و ساختمان‌های سرد و انبوه درحرکت‌اند؛ همه معلول شرایط محیط هستند و در یک سرنوشت جبریِ حتمی و وضعیت گشایش ناپذیری فرورفته‌اند.

سرنوشت افراد و نسل‌های دنیای کلاسیک این فیلم به هم گره‌خورده است و اگرچه جای باورهای آسمانی در لایه‌های نمادین آن به‌خوبی حس می‌شود، اما اصرار بر روابط پست انسانی، تبدیل به نگاه خنثی می‌شود که تدریجاً، قهرمان سازی کشته می‌شود زیرا آن نسل قدیمیِ جبر پذیر، آورده‌ای ندارد که به نسل بعدی سرایت دهد؛ از گذشته فقط با عکس و خاطره و…خوش هستند و هیچ امیدی به آینده ندارند. «چوتو» (کودک در زندان) نماد گذشته «امیر» است و امیر هم آینده چوتو! و تارا درواقع تلاش می‌کند هوای چوتو را -که مادرش مرده است- داشته باشد تا سرنوشت او شبیه امیر نشود.


ببینید: نقاشی جذابی که تاکنون ندیده‌اید

نقاش اهل بیرمنگام با تکنیک پرسپکتیو، آثار سه بعدی منحصر به فردی خلق می‌کند.

صفر بلاگ: نقاشی دیدنی پاتریک هیوز، نقاش ۷۹ ساله بریتانیایی با استفاده از تکنیک پرسپکتیو سه بعدی را ببینید.

به گزارش صفر بلاگ، این اثر در نمایشگاه “Superduperperspective” در گالری هنر بیرمنگام در انگلستان به نمایش درآمده است.

پاتریک هیوز خالق نقاشی پرسپکتیو معکوس (Reverse perspective) است.

Pop-out---large-web-1501575476927

acqua-largeforweb-1492697176537

the-barnes-foundation-1475825678911

virtual-unreality-large-web-1501575709330

13961213000585_Test_PhotoAICTPRESS – شرکت اپل روز گذشته اعلام کرد برخی باتری های رایانه های مک بوک پرو دارای نقص فنی بوده و باید تعویض شوند.

به گزارش شبکه خبری ICTPRESS  به نقل از اپل اینسایدر، اپل یک برنامه جهانی تعویض باتری را راه اندازی کرده تا این باتری های معیوب به رایگان تعویض شوند.

این مشکل مربوط به برخی مدل های ۱۳ اینچی رایانه های مک بوک پرو می باشد که فاقد میله ابزار لمسی یا تاچ بار هستند.

رایانه های دارای باتری های معیوب در حد فاصل زمانی اکتبر سال ۲۰۱۶ تا اکتبر سال ۲۰۱۷ تولید شده اند و البته اپل از افشای تعداد دقیق رایانه های آسیب دیده خود که باتری های آنها باید حتما تعویض شوند، خودداری کرده است.

اپل پیش از این هم به علت مشکلات مربوط به باتری های قدیمی گوشی های آیفون ۶، ۶ اس و اس ای مورد انتقاد قرار گرفته بود. این مشکلات به کندی عملکرد گوشی های مذکور منجر شده بود.

  وقتی که از حول حلیم می افتیم توی دیگ ما از صبر کردن بیزاریم به همین دلیل برای رسیدن به نتایج فوری هزینه های زیاد و جبران ناپذیری میدیم جاهایی که پول زیادی از دست میدیم ، جایی که سریع وارد رابطه اشتباه میشیم و… در واقع درگیر این اشتباه شدیم برای اینکه در …

نوشته پادکست آموزشی خطای شناختی(۶) : تحویل فوری! اولین بار در صفر بلاگ. پدیدار شد.

یادداشتی درباره گزارش جنجالی مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری

• حمیدرضا بوالی

۱٫ انتشار گزارش حیرت آور مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری در آخرین جمعه سال ۹۶، شوکی بزرگ به سینمای ایران است.

دستپخت یک سال نویسندگان، کارگردان‌ها، تهیه کنندگان و مهمتر از همه مدیران سینمایی ایران در طول این گزارش، عمیقاً ضدامید، ضدخانواده، ضد زن، فاقد افق با اغتشاش ارزشی و سیاه‌نمانامیده شده است.

نکته حیرت انگیز این گزارش، تهیه آن در بخش پرنفوذی از دولت است که سال‌های سال است نقش بازوی فشار رسانه‌ای را بر عهده گرفته است. مرکزی که به مدد نقش حسام الدین آشنا در دو انتخابات ریاست جمهوری اخیر، پر اهمیت‌تر از یک مرکز تحقیقاتی صرف شده است، معتقد است که فرآورده سینمای ایران برای جامعه ایرانی چیزی جز یاس، تلخی، شکست و ناامیدی نیست و این پایان تلاش بخش بزرگی از جامعه سینمایی در تمام این سالها برای منتسب کردن نقدهای اصولی سال‌های اخیر به سیاسی کاری است. دولتی که با دوقطبی سازی همین هنرمندان در فضای مجازی بر صدر نشست، حالا معتقد است که این سینما، نه تنها کارکردی برای جامعه ایران ندارد بلکه تبدیل به مخدری مخرب شده است که ثمره‌اش برای هیچ کدام از ارکان جامعه ایرانی نه تنها مفید نیست، بلکه تهدید کننده ارکان جامعه است.

بولتن‌های محرمانه نهادهای خاص درباره جشنواره فجر امسال احتمالاً خوش‎بینانه‌تر از این گزارش هستند حالا دیگر اصولگرایان، ارزشی‌ها، انقلابی‌ها، حزب اللهی‌ها، و یا دلواپس‌ها، برچسب جدید طیفی از جامعه که به شدت به سینمای این سال‌ها منتقدند، نیستند که عملکرد سینمای ایران را یک آسیب می‌دانند. این بخش مهم و استراتژیکی از دولت اعتدال دکتر روحانی است که سینمای ایران را به ویرانه‌ای تشبیه کرده است که گویی دست اندرکاران آن ماموریتی برای ویران کردن جامعه داشته‌اند.

فرار کردن از سهیم بودن سینمای ایران در تبدیل شدن وضعیت جامعه به وضعیتی غیرطبیعی و ناسالم حالا دیگر به آسانی قبل نیست. شجاعت محققان مرکز پژوهش‌های استراتژیک ریاست جمهوری در انجام این پژوهش و شجاعت مضاعف مدیران این مرکز در انتشار این گزاش به یادماندنی است.

۲٫ یک نکته دیگر هم می‌ماند. امسال در توصیف جشنواره فیلم فجر نوشتم که احوالات این سینما آدمی را به یاد لطیفه‌ای قدیمی درباره کمونیسم می‌اندازد:

«کمونیسم» مجموعه‌ای است از عالی‌ترین دستاوردهای تمام ادوار تاریخی بشر؛ از جامعه «قبیله‌ای»، وحشی‌گری را به ارث برده است، از «عصر باستان»، برده‌داری را به اشتراک گذاشته است، از دوره «فئودالیسم»، روابط سلطه؛ از «سرمایه‌داری»، استثمار و از «سوسیالیسم» فقط اسمش را.

تشبیهی از سینمای دهه نود ایران که آن هم از سینما فقط اسمی به یادگار برده است و مجموعه‌ای از کژکارکردی‌های اجتماعی هنرهای مختلف در دوران‌های مختلف را کنار هم جمع کرده است.

حالا با این وصف، در شرایطی که به گزارش یکی از نزدیکترین دولت‌های تاریخ سیاسی ایران به طیف اکثریت سینما، خود سینما متهم به ایجاد تصویری غیرواقعی از جامعه ایران و به همین ترتیب افزودن به مشکلات اجتماعی و روانی در مردم ایران است، دیگر نیاز به اعتماد به نفسی بالاتر از حد محترم و معقول از سوی سینماگران است تا دوباره در صفحات ایسنتاگرام و دیگر شبکه‌های مجازی راه حل‌های مبتذل آن‌ها درباره انواع و اقسام معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را ببینیم. اما سلبریتی‌های ایرانی نشان داده‌اند که «می‌توانند».

کاش کمی «تدبیر» داشته باشند و پیش از ارائه راه حل‌های تخیلی‌شان برای حل مشکل زلزله و گرانی و حجاب و… به این سؤال پاسخ دهند که چه کرده‌اند که امروز داد دولت دوست داشتنی‌شان هم از دست آن‌ها درآمده است و چه شده است که امروز همه متحد شده‌اند علیه این بی‌کارکردی و انحراف بزرگ سینمای ایران. جامعه ایرانی در بحران است و حالا دیگر همه جز خودشان قبول دارند که سینما هم در به وجود آوردن این بحران سهیم است.


بعد از فردین و بهروز وثوقی؛ کیهان به پاکدل حمله کرد

کیهان نوشت: بازیگری که ژست اپوزیسیون می‌گرفت تا بین شبه روشنفکران، خودی نشان دهد، این روزها تصویرش در یک سریال تلویزیونی دیده می‌شود.

صفر بلاگ: روزنامه اصولگرای کیهان که طی یک ماه گذشته به هنرمندانی نظیر حامد بهداد، بهروز وثوقی، فردین، پرویز پرستویی و جعفر پناهی حمله کرده بود، این‌بار حسین پاکدل را سوژه اعتراضات خود کرده است.


کیهان صبح امروز نوشت:


“بازیگری که با ادعای ممنوع‌التصویری در تلویزیون و ابراز نفرت به صداوسیما، ژست اپوزیسیون می‌گرفت تا بین شبه روشنفکران، خودی نشان دهد، این روزها تصویرش در یک سریال تلویزیونی دیده می‌شود.


حسین پاکدل که چند سال است ادعا می‌کند در تلویزیون ممنوع‌التصویر است در سریال «ایراندخت» حضور دارد. این سریال درباره بخشی از تاریخ معاصر ایران، هر شب از شبکه یک سیما پخش می‌شود. 


پاکدل پیش از این گفته بود: از تلویزیون بغض و نفرت دارم و کار نکردن در صداوسیما افتخار است.”

ICTPRESS – دوره‌های MBA با گرایش استارتاپی از حدود سه ماه آینده برای اولین بار در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار می‌شود.

به گزارش شبکه خبری ICTPRESS، نشست رسانه ای کنفرانس ملی الگوهای نوین در مدیریت و کسب و کار با رویکرد حمایت از کارآفرینان ملی در سال حمایت از کالای ایرانی با حضور دکتر احمد جعفر نژاد دبیر علمی کنفراس و مدیر گروه تولید دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، دکتر میثم نصیری مسئول آموزش در مرکز آموزش های کاربردی دانشکده مدیریت و همچنین مجتبی امیری عضو کمیته علمی و همچنین مهدی باغبان دبیر اجرایی این کنفرانس در ساختمان امام رضا دانشکده مدیریت دانشکده تهران برگزار شد.

 

 

 

 

جعفرنژاد در این نشست گفت: بین فضای کسب و کار و دانشگاهی همواره یک خلاء وجود داشته که آن آموزش الگوهای نوین در دانشگاه های کشور بود که با فضای کسب کار ایران همخوانی ندارد.

وی افزود: آموزش ها در دانشگاه ها همواره بسیار جلوتر از فضای کسب و کار و صنعت کشور بوده و قابلیت اجرایی نداشته است از اینرو هدف از برگزاری این کنفرانس بررسی، شناسایی چالش های فضای کسب و کار و ارائه راهکارهای عملی برای آن است.

وی خاطرنشان کرد: در این کنفرانس چالش‌های پیش روی فضای کسب و کار با همکاری کارآفرینان و اساتید دانشگاه بازگو و با خرد جمعی برای آن راهکار ارائه می‌شود.

جعفرنژاد اظهارداشت: افزایش کیفیت کالاهای ایرانی مستلزم هماهنگی بسیاری از نهادها است و تنها با شعار این مهم اجرایی نمی‌شود از اینرو این کنفرانس به منظور بهره گیری از تجربیات دنیا و شناسایی چالش ها در کشور و تدبیر جمعی برای ارائه راهکار برگزار می شود.

وی افزود: الگوهای درست که منجر به رونق کسب و کارها می شود در این کنفرانس بررسی می شود.

 

 

 

 

نصیری نیز در این نشست گفت: امسال به عنوان سال حمایت از کالاهای داخلی نامگذاری شده است از اینرو در این کنفرانس به صورت کامل به تمام ابعاد این موضوع ورود خواهیم کرد.

وی اظهارداشت: بحران امروز اقتصاد ایران بحران مدیریتی در سازمان ها و شرکت ها است از اینرو دیگر شیوه های قدیمی در مدیریت به منظور مواجه با شرایط پُرتلاطم اقتصادی کشور کارایی ندارد.

نصیری اذعان کرد: در این دانشگاه از چهار سال پیش برنامه ریزی هایی به منظور طراحی دوره های کاربردی برای متخصصین مشاغل مختلف آغاز شده که در قالب دوره های MBA و DBA است.

وی همچنین از طراحی دوره های MBA با گرایش استارتاپی در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران خبر داد و گفت: در آینده نزدیک و از حدود سه ماه آینده برای اولین بار این دوره در این دانشگاه برگزار می شود و از صفر تا صد تبدیل یک ایده به محصول در دوره یکساله MBA به متقاضیان آموزش داده می شود.

نصیری با بیان اینکه در کنفرانس ملی الگوهای نوین در کسب و کار گروهی از استارتاپ‌ها حضور دارند گفت: این استارتاپ‌ها در این کنفرانس می‌توانند از نظرات کارآفرینان موفق استفاده کرده و با آنها در این بخش به بحث و تبادل نظر بپردازند.

وی افزود: تعداد استارتاپ های که در این کنفرانس حضور دارند بزودی اعلام خواهد شد.

امیری نیز در این مراسم اظهار داشت: به منظور حمایت از تولید داخلی و مصرف کالای ایرانی یکی از ابعاد این است که شوک های بیرونی نتوانند در تولیدات داخلی خلل ایجاد کنند که این امر مستلزم این است که که در داخل نیز شوک ایجاد نشود از این رو باید زمینه های این مهم در این کشور فراهم شود.

وی گفت : وابستگی به خارج از کشور باید در مصرف کالاها کاهش یابد تا جامعه ایران بتواند به سمت خودکفایی حرکت کند از اینرو در این همایش ابعاد این مسئله بررسی و راهکارهای آن به مسئولین گزارش داده می شود.

امیری یادآور شد:‌ کسب و کارهای نوین نقش مهمی در ایجاد مشاغل و کارآفرینی دارند از اینرو به این مهم در این کنفرانس اهمیت ویژه ای داده شده و ابعاد آن مورد بررسی قرار گرفته است. کنفرانس ملی الگوهای نوین در مدیریت و کسب و کار با رویکرد حمایت از کارآفرینان ملی، چهاردهم تیرماه سال جاری در دانشگاه تهران برگزار می شود.

 

 

 

کارلوس اسلیم هلو، ثروتمند ترین مرد مکزیک

کارلوس اسلیم هلو ، سرمایه گذار و بشر دوست مشهور مکزیکی است که صاحب بیش از ۲۰۰ کسب و کار در زمینه های مختلف است. اسلیم از سوی مجله ی فوربس به عنوان یکی از ثروتمند ترین مردان دنیا معرفی شد و در سال ۲۰۱۸، با ثروتی در حدود ۷۱.۴ میلیارد دلار، پنجمین فرد ثرومند دنیا و ثروتمند ترین فرد مکزیک بر اساس آمار سایت فوربس نام گرفت. اسلیم که عمده ثروت و شهرتش را مدیون شرکت تلکام است، فعالیت های عام المنفعه ی بسیاری را از کمک به بهداشت گرفته تا حفاظت از هنر و فرهنگ های بومی به انجام رسانده است. در این مقاله از ده فرد ثروتمند دنیا، با دوران کودکی و روند کسب ثروت یکی از مشهور ترین مردان دنیا آشنا خواهید شد.

کارلوس اسلیم هلو (Carlos Slim Helú) در ۲۸ ام ژانویه ی سال ۱۹۴۰ در مکزیکو سیتی، مکزیک متولد شد. ریشه ی خاندان او در واقع لبنانی هایی بودند که به مکزیک مهاجرت کردند. او شش خواهر و برادر دارد و پدرش صاحب کسب و کار موفقی در زمینه ی خرده فروشی بود.

موفقیت پدرش در کسب و کار باعث شد تا او و خواهر و برادرانش از همان دوران کودکی با مهم ترین اصول دنیای کسب و کار آشنا شوند. اسلیم تا سن ۱۷ سالگی حتی پس از مرگ پدرش به کار در کسب و کار او مشغول بود. او برای تحصیل در رشته ی مهندسی مکانیک به دانشگاه ملی آتونوموس مکزیک رفت و بلافاصله پس از فارغ التحصیلی وارد دنیای کسب و کار شد.

امکان ندارد وارد مکزیک بشوید و پولی که خرج می کنید به طریقی به جیب اسلیم نرود! اسلیم با داشتن ۲۰۰ کسب و کار مختلف در مکزیک از هر صنعتی کسب درآمد می کند. اما این موفقیت از کجا آغاز شد؟

کارلوس اسلیم هلو پس از فارغ التحصیلی و با تجربه ای که از کار در کسب و کار پدرش کسب کرده بود، کار تجارت را آغاز کرد. در مدت کوتاهی او شرکت کارگزاری خودش را که هدف آن سرمایه گذاری بر روی کسب و کارهای خصوصی بود استارت زد. در سال ۱۹۶۵، کسب و کار او به اندازه ای رشد کرد که شروع به ترکیب کردن و خرید کمپانی های دیگر نمود.

اصلی ترین صنایعی که اسلیم بر روی آن ها سرمایه گذاری کرد شامل معدن، املاک و ساخت و ساز می شد. یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۶۶، در سن ۲۶ سالگی ثروت او از این سرمایه گذاری ها به ۴۰ میلیون دلار رسید! اسلیم در دهه ی ۷۰ میلادی کسب و کارش را همچنان گسترش داد و در دهه ی ۸۰، تمام کمپانی های زیر دستش را در شرکت مادر با نام گروپو گالاس (Grupo Galas) جمع کرد.

در سال های رکود اقتصادی مکزیک، با پایین آمدن قیمت نفت، اسلیم شروع به سرمایه گذاری های کلانی در شعب شرکت های بزرگ بین المللی در مکزیک کرد.

سال ۱۹۹۰ سال شروع به کار اسلیم در صنعت ارتباطات بود. اسلیم با کمپانی های تلکام فرانسه و بل کورپوریشن همکاری کرد و توانست شرکت تلفن همراه «تلمکس» را از دولت مکزیک بخرد. این کار، نقطه ی شروع تسخیر بازار تلفن و خطوط ارتباطی مکزیک توسط اسلیم بود. پس از دهه ها سرمایه گذاری در شرکت های بین المللی او شروع به توسعه ی شرکت تلمکس در خارج از مرزهای آمریکای لاتین و ایجاد اولین شعبه ی آمریکایی این شرکت کرد. در همان سال ها اسلیم به دلیل مشکلات قلبی مجبور به انجام عمل جراحی قلب شد و دیگر نمی توانست مثل سابق کسب و کارش را بگرداند. بعد از آن بیشتر مسئولیت شرکت های مختلف او به دست فرزندانش افتاد.

شاید این مطلب برای شما مفید باشد!  چطور خلاق باشیم ؟!

کارلوس اسلیم هلو همچنان به سرمایه گذاری هایش در ایالات متحده و آمریکای لاتین ادامه داد. مهم ترین سرمایه گذاری های او شامل شرکت های «نیویورک تایمز»، «فیفت اونیو» و خطوط هوایی «وولاریس» می شوند.

امروزه اسلیم مالک بیش از ۸۰ درصد خطوط تلفن همراه در مکزیک است. او همچنین صاحب فروشگاه های زنجیره ای خواروبار در سراسر مکزیک، ۱۸۰ رستوران و عامل تأمین بخش بزرگی از قهوه ی مصرفی مکزیک است. کارلوس با وجود ثروت عظیمش به صرفه جویی معروف است و این سادگی و صرفه جویی را در ساختار شرکت هایش هم رعایت می کند.

اسلیم کمک های بشر دوستانه ی زیادی انجام داده است؛ از جمله کمک ۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلاری اش به مؤسسات خیریه و کمک تحصیلی به ۱۵۰ هزار دانشجو. او همچنین بخشی از درآمدش را به بهبود سیستم آموزش و پرورش و سیستم بهداشت و درمان مکزیک اختصاص داده است و تاکنون جوایز مختلفی را برای فعالیت های بشر دوستانه اش دریافت کرده است.

ژانر | ماجراجویی
کارگردان |  هادی محمدیان
نویسنده | هادی محمدیان
تهیه کننده |حامد جعفری
درجه بندی سنی | +۳
جوایز و افتخارات |  حضور در جشنواره ۳۶ فجر
خلاصه داستان | در جنگلی، رئیس مقتدر گله فیل‌ها، صاحب فرزندی دست‌وپا چلفتی اما مهربانی به نام «شاد فیل» می‌شود. پس از مرگ پدر٬ شاد فیل به اسارت فرمانروای ظالمی در می‌آید که نیات شومی در سر دارد.

پیشنهاد ویژه

۷۵%



امتیاز صفر بلاگ

فیلشاه پویانمایی ماجراجویانه در فضایی شاد و مفرح است. فیلشاه سعی کرده تلاش فردیِ متکی بر اعتماد به هدفمندی و نظم جهان را در فضایی کودکانه و سالم نشان دهد.

  • رتبه کاربر (رای‎ها)

    ۵


هنرپیشه معروف ترامپ را وادار به عذرخواهی کرد

ترامپ بابت ظلمی که صد سال پیش دولت آمریکا در حق مشت‌زن سنگین‌وزن سیاه‌پوست روا داشت، رسماً عذرخواهی کرد.

صفر بلاگ: دونالد ترامپ پس از گذشت حدود صد سال از «جک جانسون» مشت‌زن فقید سیاهپوست بخاطر ظلم‌هایی که دولت وقت آمریکا به او کرده عذرخواهی کرد. جانسون شخصیت مشت‌زن مقابل «سیلوستر استالونه» در فیلم «راکی» نیز بوده است.


به گزارش فارس به نقل از واشنگتن تایمز، ترامپ گفت: پیرو تماس و پیگری سیلوستر استالونه بابت ظلمی که صد سال پیش دولت آمریکا در حق «جک جانسون» مشت‌زن سنگین‌وزن سیاه‌پوست کرده رسما عذرخواهی می‌کنم.


ترامپ در مورد این عذرخواهی گفت: «سیلوِستِر استالونه» با من تماس گرفت و جریان «جک حانسون» مشت‌زن سنگین‌وزن جهان را که اولین مشت‌زن سیاه‌پوست نیز بود برایم تعریف کرد. دادگاه‌ها و آزار و اذیت‌های او بسیار بوده و زندگی‌اش بغرنج و بحث‌برانگیز بوده است. مقامات پیش از من برای عذرخواهی رسمی اقدامی نکرده‌اند و حال من بطور تمام و کمال از این ورزشکاری که در حق او ظلم‌ها شده، در مقام ریاست جمهوری آمریکا عذرخواهی می‌کنم.


جانسون اولین مشت‌زن سنگین‌وزن سیاه‌پوست و قهرمان جهان بود که در سال ۱۹۱۳ میلادی با رأی هیات منصفه تمام سفیدپوست طبق معاهده «مان» با عنوان ارتباط غیراخلاقی با زنان محکوم شد و یک سال را در زندان فدرال سپری کرد. جرم اصلی وی در دوران اوج نژادپرستی حکومتی در آمریکا، ازدواج با زنان سفیدپوست بود. جانسون در سال ۱۹۴۶ در سن ۶۸ سالگی بر اثر سانحه تصادف اتومبیل در کارولینای شمالی درگذشت.


«لیندا هِیوود» نوه خواهری جانسون سال‌ها به دنبال وادار کردن دولت آمریکا برای عذرخواهی رسمی از این مشت‌زن اسطوره‌ای بوده است. «جان مک‌کِین» سناتور جمهوری‌خواه آریزونا در روند عذرخواهی ریاست‌جمهوری آمریکا او را حمایت کرده است.


مک‌کِین در مورد این مشت‌زن سنگین‌وزن می‌گوید: جک جانسون مشت‌زن اسطوره‌ای و پیشگام ورزشی بود که شهرت و یکصد سال پیش جایگاهش با اتهامات و ستم‌های نژادی نابود شد.

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای صفر بلاگ محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.